۱۳۹۴ پنج شنبه ۲۸ آبان -  شماره 51
www.bahardaily.ir
تیتر خبرها
تبلیغات
هرمز علیپور در گفت‌وگو با «بهار» :

ما شبیه آتشی نبودیم

مهدی وزیربانی - خبرنگار

نحله شعر ناب جریانی در فرآیند شعر پسانیمایی بود که پایتختش در جنوب ایران ایجاد شد و شاعرانی که دراین نحله جریان‌ساز بخشی از شعر ایران شدند، پس از مدتی درقالب اصلی شعر ایران رها شدند. سید علی صالحی این جریان را به هم‌نویسی ‌گرایی الصاق کرد و به‌سمت شعر گفتار رفت، اما هرمز علیپور دراین شاخه همچنان می‌نویسد و جریان شعر ناب را همچنان دنبال می‌کند. هرمز علیپور که شعرش در مجله «فردوسی» در زمان عبدالعلی دستغیب منتشر شد، بعدها و از طریق آشنایی‌ای که با منوچهر آتشی پیدا کرد به مجله «تماشا» رفت؛ مجله‌ای که به‌گفته بسیاری از روشنفکران آن زمان ارگان دربار و تلویزیون وقت بود و جامعه ادبی به آن هیچ وقعی نمی‌گذاشت. شعر ناب روزگاری سخت را گذراند و به‌جایی رسید که ما امروز درباره‌اش حرف می‌زنیم با هرمز علیپور درباره این جریان و حتی اختلافات آتشی با شاملو حرف زدیم تا سیروس رادمنش که به عقیده علیپور زود از میان ما رفت و دیده نشد:
هرمز علیپور را در جریان شعر معاصر ایران به‌عنوان شاعری برجسته می‌شناسند اما کمتر کسی این قضیه را می‌داند. این چهره سرشناس شعر در ابتدای کار داستان‌نویسی از سنت داستان‌نویسان جنوب بوده است؛ این پروسه هرمز داستان‌نویس تا هرمز شاعر چطور اتفاق افتاد؟ 
اگر بخواهم صادقانه حرف بزنم باید بگویم قبل از داستان‌نویسی درست در دوره ابتدایی خوشنویسی هم کرده‌ام و این ماجرای خوشنویسی را هم عجیب دوست داشتم. کمی هم البته نقاشی کرده‌ام که تنها مداد رنگی دردسترسم هم مداد قرمز بود و ما شرایطی نداشتیم که بتوانم مداد رنگی بخرم. بعد از همان دوره ابتدایی نسبت به نقاشی‌های کتاب‌ها حس خاصی داشتم و بعد یک‌جور بی‌تابی‌هایی که فقط اهل کتاب می‌توانند درک کنند؛ انگار که در کلاس درس برایت جالب نیست و همه کمی آن طرف‌تر از تو دارند به جریان‌ها نگاه می‌کنند. کلاس هفتم و هشتم بودم، همسایه‌ای داشتیم که یک کتابخانه داشت و من از پسرش کتاب می‌گرفتم و می‌خواندم. حتی در تابستان‌ها که مدارس تعطیل بود و من عطش خواندن داشتم. بعضی از این کتاب‌ها آن‌قدر برایم سنگین بود که چیزی از آن نمی‌فهمیدم اما خواندن را تعطیل نکردم تا اینکه در سال نهم مدرسه به کتاب «تنگسیر» صادق چوبک رسیدم و دیدم دنیای داستان و نوشتن چه جذابیتی دارد و شروع کردم و در تصورات خودم به داستان نوشتم و حس می‌کردم من هم می‌توانم شبیه این کتاب‌ها حرف بزنم. بعد دیدم که دارم شعر می‌نویسم اما در حوزه داستان حس می‌کردم تعلقات سیاسی و مبارزاتی که در دوره جوانی داشتم درونش فوران می‌کند و با داستان نوشتن انگار دردهای اجتماع را می‌شد نوشت؛ این بود که داستان‌هایم در مجلات فردوسی و مجله تماشا منتشر شد اما درنهایت فهمیدم تاب و حوصله ذهن من در حدی نیست که بتوانم از پس داستان بربیایم و بعد به شعر روی آوردم و اولین شعرم در بیست‌سالگی در مجله فردوسی منتشر شد؛ این مجله مجله‌ای بود که بسیاری از شاعران بزرگ ما مثل شاملو و اخوان در آن چهره شدند. 
مسئول آن صفحه مجله فردوسی در آن مقطع زمانی چه‌کسی بود؟
آقای عبدالعلی دستغیب در سال 1345 و 1346 مسئول صفحه بود که شعر مرا منتشر کرد و بعد از ایشان در سال 1348 منوچهر آتشی مسئول صفحه شعر مجله فردوسی شد. یادم هست سال بعد از چاپ شعرم به دفتر مجله فردوسی رفتم و با عبدالعلی دستغیب دیدار کردم و بعد با منوچهر آتشی آشنا شدم. 
هرمز علیپور در یک مقطع تاریخی می‌آید و به جنبش شعر ناب می‌پیوندد که گفته می‌شود مولف این جنبش سید علی صالحی است که شما هم یکی از شاعران مطرح این جریان لقب گرفتید و هنوز آن تئوری که در فرم شعر ناب وجود داشت در شعر شما دیده می‌شود اما سیدعلی صالحی پس از مدتی گفت که این جریان در میان شاعرانش به هم‌ نویسی رسیده است و دیگر شعر دراین مولفه امکان پویایی ندارد و با این جریان فاصله گرفت؛ این تفاوت در دیدگاه را چطور می‌بینید؟
در این‌باره و این جریان که شما اشاره می‌کنید، ناگفته‌ها بسیار است و اینکه وقتی من با این بچه‌ها مثل سید علی صالحی و زنده‌یاد سیروس رادمنش یا کریم‌پور آشنا شدم به‌لحاظ سنی با این جریان و آدم‌ها ده سال اختلاف سنی داشتم؛ یعنی در سال 53 ده، دوازده سال سابقه شعرم با این‌ها تفاوت داشت و درواقع من در کنار این چهار شاعر و خودم شدیم پنج نفر که جریان شعر ناب را دنبال می‌کردیم که به ما لقب پنج‌ضلعی نامنظم را دادند؛ یعنی هر کداممان با نگاه خودمان به‌این جریان شعری نگاه می‌کردیم. من به‌این بچه‌ها کتاب می‌دادم و صفحات مجلات را به آن‌ها معرفی می‌کردم. دوست دارم اینجا از زنده‌یاد سیروس رادمنش یاد کنم که درواقع با‌سواد‌ترین شاعر جمع ما بود و در همان موقع سید علی صالحی کتاب که می‌گرفت با یک عطش بی‌وقفه آن را می‌خواند و واقعا هم مستعد بود؛ در بین ما کریم‌پور هم بود که البته خیلی کم‌کار‌تر از بقیه بود. ما در نشست و برخاست‌هایمان با هم تبادل‌نظر می‌کردیم و شعر ایران را بررسی می‌کردیم. حمید کریم‌پور در بین ما یک شورشگر محض بود. او از جنوب آمده بود تهران و رفته بود به دیدار منوچهر آتشی؛ منوچهر آتشی هم از او سه شعر منتشر کرد که در کتاب «تاریخ تحلیلی شعر نو» آقای محمد شمس لنگرودی هم این شعرها آمده است. کریم‌پور شد واسطه و پل ارتباطی ما با منوچهر آتشی و مجله تماشا که مورد غضب روشنفکران ما قرار داشت. مجله تماشا درواقع ارگان رادیو و تلویزیون وقت بود و قاعدتا ازسوی جامعه روشنفکری زیاد توجهی به آن نمی‌شد، اما آتشی صفحه شعر این مجله را منتشر می‌کرد و شعرهای ما در آن چاپ می‌شد. آتشی دراین صفحه و برای هر یک از شعرهای ما یک پیشانی‌نویس هم می‌نوشت که باعث می‌شد ما تشویق شویم و بعد این ماجرای شعر ناب فراتر از مسجد‌سلیمان و خوزستان رفت. شعر ناب به‌همین واسطه تا شمال و مازندران پیش رفت و داشت جریانی بزرگ در ایران را شکل می‌داد اما اینکه ما از هم جدا شدیم یکی از علت‌های اصلی‌اش این بود که شعر آن دوره را اشباع‌شده می‌دیدیم؛ یعنی خود من که تعلقات سیاسی داشتم اما به‌لحاظ زیبایی‌شناسی غافل از شعر بیژن الهی نبودم؛ ما در حد توان دنبال این بودیم که از حالت اشباع‌زدگی رهایی یابیم و درواقع این مسئله نقطه عزیمتی شده بود برای ما و هرجا که شعر متفاوتی می‌دیدیم از آن فتوکپی می‌گرفتیم و بین هم پخش می‌کردیم؛ همه ما بی‌وقفه صفحات شعر مجلاتی مثل تماشا یا دیگر نشریات را دنبال می‌کردیم و علاوه بر شعر ناب جریان شعر دیگر را هم دنبال می‌کردیم و این نبود که خودمان درون خودمان زانو بغل گرفته باشیم. یکی از مسائلی که در شعر ما وجود داشت و من با سیدعلی صالحی دراین مورد موافق‌ام، این بود که کار ما داشت واقعا شبیه هم می‌شد و روزی که ما از لحاظ کلمه، تفکر و منش با هم تفاوت‌هایی داشتیم با روزی که به‌این هم‌نویسی رسیدیم بسیار فاصله داشت. 
شما به شعر دیگر هم اشاره کردید که مولف اصلی این جریان بیژن الهی بود که بعدها بهرام اردبیلی به آن پیوست و محمدرضا اصلانی که گفته می‌شود آبشخوری از شعر حجم یدالله رویایی بود؛ در آن برهه جزوه‌های شعری هم منتشر شد که این جریان به‌نوعی باز با شاعران جنوب دنبال شد. شما چرا به‌این جریان ملحق نشدید، مثل هوشنگ چالنگی که یکی از مهم‌ترین شاعران این نحله است؟
در آن زمان به اهتمام بیژن الهی این بچه‌ها دو دفتر منتشر کردند که بسیار فوق‌العاده بود و به‌نظر یکی از مهم‌ترین نحله‌های شعر ایران است که امروز هم بسیار مورد توجه قرار می‌گیرد که البته با شعر حجم بسیار متفاوت است، شعر دیگر شاعران ویژگی خاصی داشت که حالا متوجه شده‌ایم بیشتر آن‌ها تحت‌تاثیر بیژن الهی قرار داشتند و بیژن در پنهان برایشان یک قطب بزرگ بود و هوشنگ چالنگی و محمود شجاعی و بهرام اردبیلی و پرویز اسلامپور و محمدرضا اصلانی از مهم‌ترین شاعران این نحله بودند اما بچه‌های مسجد‌سلیمان با شعر هوشنگ چالنگی ارتباط عمیقی پیدا کردند و دلیلش این بود که شعر چالنگی را بسیار درخشان‌تر می‌دیدیم و اینکه همشهری و هم‌ولایتی ما بود و ما با شعرش احساس نزدیکی و هم‌نفسی داشتیم. هنوز هم برای شخص من بعضی از شعرهای هوشنگ که هم در «خوشه» احمد شاملو منتشر شده بود و هم در دفتر جزوه شعر، از مهم‌ترین شعرهای شعر معاصر ایران محسوب می‌شود. ما از این شاعران بسیار آموختیم ولی کار خودمان را انجام می‌دادیم، اما این‌که بعضی از ما بسیار تحت‌تاثیر هوشنگ چالنگی بودند، نمی‌توانم کتمان کنم و شعر بسیاری از شاعران جنوب آغاز و پایانش مثل هوشنگ چالنگی شده بود. من همیشه ابا داشتم که بخواهم شبیه کسی باشم؛ مثلا در آن زمان هوشنگ نوشته بود: «پذیرفتم کلاه از سر کوه برگیرم» و می‌دیدم که بعضی از شاعران جنوب در شعرشان می‌نویسند: «پذیرفتم که این اسب به من سواری نمی‌دهد!» به‌هرحال بچه‌ها در آن دوره خیلی خوب کار می‌کردند. شاعران شعر دیگر به جریان شعر برای شعر اعتقاد عمیقی داشتند و این به  شعر ایران نگاه زیبایی‌شناسانه دیگری داد. در جنوب فرهنگ شفاهی در شعر شاعران تاثیربسزایی دارد و این در شعر هوشنگ چالنگی، من و سید‌علی صالحی کاملا مشخص است اما هر یک از ما نگاه خودمان را به جریان شعر داشتیم و بعد ماجرای ما و شعر ناب پس از بهمن‌57 جریان دیگری پیدا کرد و سید‌علی صالحی هم که رفت به‌دنبال شعر گفتار و در حوزه کار خودش تاثیر‌گذار بود اما در بین ما جریان سیروس رادمنش بسیار دردناک بود و او با تمام سوادی که داشت و با تمام رنج‌هایی که کشید حتی در زمان حیات نتوانست انتشار کتاب خودش را ببیند. این اواخر انتشارات آوا‌نوشت یک کتاب از سیروس منتشر کرد اما به‌اعتقاد من سیروس از این کتاب فراتر بود و متاسفانه نوشته‌هایش دست عده‌ای افتاد که نباید. او بسیار حیف شد و از بین رفت. 
در آن زمان شاملو دو جریان مهم در حوزه شعر را ایجاد کرده بود. یکی مجله خوشه و دیگری جریان شب‌های شعر گوته. آیا جریان شعر ناب به این شب‌ها دعوت شد؟ هیچ سندی در ارتباط با شعر‌خوانی این جریان در شب‌های گوته دردسترس نیست. 
اتفاقا در شب‌های شعر گوته که مصادف بود با سربازی من، گروه ما دعوت شد اما بعد ما را خط زدند؛ علتش این بود که چون شعر ما در مجله تماشا منتشر می‌شد فکر می‌کردند ما شاعران اشرافی هستیم. حتی نمی‌دانستند گاهی اوقات غذای درست‌وحسابی هم گیرمان نمی‌آمد بخوریم. یادم هست سال‌ها بعد که نسیم خاکسار از زندان آزاد شد، به او گفتم شما در زندان اذیت می‌شدید و ما در مجله زندان شما، یعنی تماشا، شعر چاپ می‌کردیم که او می‌گفت نه شعرهای شما دراین مجله فوق‌العاده بود. یکی دیگر از دلایلی که ما از گوته خط خوردیم، این بود که می‌گفتند این‌ها حول محور آتشی می‌چرخند و در آن زمان حالا به‌دلایلی آتشی مورد غضب شاملو و جامعه روشنفکری بود و شاملو بیشتر از همه با او مشکل داشت. 
حرف‌هایی هست که می‌گویند آتشی در مجله تماشا کار می‌کرد و برخی انتشارات با او بود؟
یکی از دلایلش این بود که او در تماشا کار می‌کرد اما آتشی همیشه آدم تنهایی بود و مریضی پسرش مانلی هم روی او تاثیر بدی گذاشته بود و دو سه‌بار در بیمارستان اعصاب و روان بستری شده بود اما منوچهر آتشی به‌اعتقاد من یکی از گشاده‌جان‌ترین شاعران و یکی از مادرزادترین شاعران ایران است. با توجه به اینکه شعر هیچ‌کدام از ما به تأسی از شعر منوچهر نبود اما او همیشه شیفته این بود که جوانی را ببییند و او را تشویق به شعر کند. بدون شک بعدها قضاوت‌های منصفانه‌تری درباره شعر منوچهر خواهد شد و او دوباره در شعر ایران احیا خواهد شد اما آن سلوکی که منوچهر داشت قطعا به او لطمه زد. او حداقل سه چهار چهره مهم به شعر ایران معرفی کرد که  شاملو در یک گفت‌وگوی خصوصی گفته بود: «این منوچهر خیلی باهوش بود که بچه‌هایی را انتخاب کرد که هرگز به شعر بی‌تفاوت نبودند.» و من و سید علی صالحی و چند نفر دیگر مدنظر شاملو بودیم. 
شما اطلاع دقیق دارید که مسایل بین  شاملو  و آتشی چه بود؟
شاملو معتقد بود آتشی قدر خودش را نمی‌دانست و از شلخته‌بازی‌های آتشی خوشش نمی‌آمد. شاملو در کار خیلی سخت بود و حد و حدود را خیلی رعایت می‌کرد و در موضع‌گیری‌های سیاسی هم همیشه با هوش عمل کرد. 

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر سیستم منتشر خواهند شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهند شد
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشد منتشر نخواهند شد
تبلیغات