فیروزه نعیمی، روزنامه نگار:
در ماههای اخیر، کارشناسان حوزه روانشناسی و علوم اجتماعی نسبت به تشدید بحرانهای رفتاری و روانی نوجوانان هشدار دادهاند؛ بحرانی که بهگفته متخصصان، ریشه در فشارهای اقتصادی، فروپاشی تدریجی خانواده و گسترش بیضابطه فضای مجازی دارد. به باور آنها، جامعه در آستانه ورود به دورهای از آسیبهای انباشته است که بیش از هر گروهی، نوجوانان را هدف قرار داده است.
کارشناسان معتقدند در ماههای پیش رو، معضلات نوجوانان نهتنها کاهش نخواهد یافت، بلکه پیچیدهتر و پرهزینهتر خواهد شد؛ معضلاتی که پیامد مستقیم فقر، بیکاری، تورم و ناامنی اقتصادی است. برای بررسی دقیقتر این وضعیت با « دکترشهرزاد کیارستمی»، روانشناس و پژوهشگر حوزه نوجوان، گفتوگو کردهایم.
نسل Z عملاً در بسیاری از مطالعات در گروه «نسل آلفا» قرار گرفته است. این تغییر چگونه رخ داده؟
در چارچوبهای جدید روانشناسی، بازه سنی ۱۳ تا ۲۸ سال که پیشتر نسل Z نامیده میشد، امروز در بسیاری از پژوهشها در امتداد «نسل آلفا» تعریف میشود. علت این تغییر، رشد در بستر بحرانهای اقتصادی، تغییر سبک زندگی و سلطه فضای دیجیتال است. این نسل تمرکز پایین، تصمیمگیری سریع، تنوعطلبی شدید و حساسیت بالا به عدالت اجتماعی دارد، اما همزمان با بیثباتی هیجانی و گریز از چارچوبهای سنتی نیز روبهروست. نوجوان امروز محدودیتهای دنیای واقعی را بهسختی میپذیرد.
کارشناسان هشدار میدهند موج جدیدی از بحرانهای نوجوانان در راه است. این بحرانها از کجا ناشی میشود؟
محور اصلی بحرانهای امروز نوجوانان اقتصاد است: بیکاری، فقر و تورم فقط شاخصهای آماری نیستند، بلکه مستقیماً وارد خانهها میشوند و «امنیت روانی خانواده» را فرو میریزند. نوجوان نخستین قربانی این شرایط است؛ نسلی که از سنین پایین با اضطراب، ناامنی و بحرانهایی مواجه است که حتی برای بزرگسالان هم طاقتفرساست.
فشار اقتصادی چه تأثیری بر ساختار خانواده گذاشته است؟
تأثیر مشکلات معیشتی بر افزایش طلاق در سالهای اخیر بهشدت محسوس بوده است. گسیختگی خانواده پایان یک زندگی مشترک نیست، بلکه آغاز زنجیرهای از آسیبهای روانی، اقتصادی و هویتی است. بیشترین فشار این بحرانها بر فرزندانی وارد میشود که پس از جدایی والدین، عملاً بدون حمایت مؤثر رها میشوند.در بسیاری از موارد، این نوجوانان به پدربزرگها و مادربزرگها سپرده میشوند؛ نسلی که هرچند مهربان است، اما توان جسمی، روانی و مالی محدودی دارد. نتیجه، شکلگیری خلأ تربیتی خطرناک است. وقتی خانه پناهگاه امن نباشد، نوجوان بهدنبال راه خروج میگردد.
نقش فضای مجازی در تشدید این بحران چیست؟
نوجوانی که امنیت عاطفی ندارد، توجه و هویت را در شبکههای اجتماعی جستوجو میکند. اما بدون سواد رسانهای و نظارت، این فضا بسیاری از مرزهای اخلاقی و رفتاری را میشکند. نوجوان هویت تثبیتشدهای ندارد، اما در معرض الگوهایی قرار میگیرد که بر پایه مصرفگرایی، خشونت و روابط پرخطر بنا شدهاند.او پیش از شکلگیری سازوکارهای دفاعی و اخلاقی، وارد حوزههایی میشود که حتی برای بزرگسالان نیز پرخطر است؛ از روابط پیچیده عاطفی تا فعالیتهای اقتصادی ناسالم. نتیجه، زخمهای عمیق روانی است که گاه تا پایان عمر باقی میماند.
امید به آینده در میان نوجوانان چقدر کاهش یافته است؟
نوجوان امروز تصویر روشنی از آینده ندارد؛ نه شغل پایدار، نه امنیت اقتصادی، نه ثبات خانوادگی و نه چشماندازی قابل اتکا برای رشد. او بیش از «زندگی کردن»، به «زنده ماندن» فکر میکند. در چنین شرایطی، تحصیل، مهارتآموزی و برنامهریزی بلندمدت معنا و انگیزه خود را از دست میدهد.نوجوان بیامید، آماده ورود به پرخطرترین مسیرهاست؛ از ترک تحصیل گرفته تا اعتیاد، بزهکاری و پیوستن به گروههای پرریسک اجتماعی.
ورود زودهنگام به بازار کار چه پیامدی دارد؟
بسیاری از نوجوانان برای کمک به اقتصاد خانواده وارد بازار کار غیررسمی میشوند؛ بازاری بدون قرارداد، بدون بیمه و بدون حمایت حقوقی. آنها در معرض تحقیر، استثمار و حتی آزار قرار دارند. برای بسیاری، نخستین تجربه کار مساوی با نخستین ضربه جدی به عزتنفس است.
روابط زودهنگام و مصرف مواد تا چه اندازه شایع شده است؟
اگرچه آمار رسمی دقیقی وجود ندارد، اما شواهد میدانی نشان میدهد سن شروع روابط عاطفی و مصرف مواد کاهش یافته است. نوجوان برای فرار از فشار روانی یا تجربه هیجان، وارد روابطی میشود که نه شناختی از خود دارد و نه از پیامدها. شکستهای عاطفی، احساس تنهایی و در نهایت گرایش به مصرف مواد، چرخهای معیوب ایجاد میکند.
چرا مداخله جدی از سوی مسئولان صورت نمیگیرد؟
در سطح گزارشهای رسمی، بسیاری از مشکلات «عادی» یا حتی «رو به بهبود» نمایش داده میشود، اما واقعیت مراکز آموزشی و خانوادههای درگیر بحران چیز دیگری است: ترک تحصیل، اعتیاد پنهان، خشونت و افسردگی. فاصله طبقاتی شدید موجب شده بخش قابل توجهی از مسئولان، عمق بحران مناطق محروم را لمس نکنند. چیزی که لمس نمیشود، اولویت هم نمیشود.
با وجود پایش گسترده دادهها، چرا بحران نوجوانان دیده نمیشود؟
این مسائل دیده میشود، اما اراده قاطع برای مواجهه وجود ندارد. بحران آنقدر گسترده و ریشهدار شده که دیگر کاری از عهده یک نهاد برنمیآید و نیازمند اقدامی هماهنگ بین آموزش و پرورش، بهزیستی، وزارت کار، شهرداریها، قوه قضاییه و رسانههاست.
در سالهای اخیر، طرح «سامانه نماد» بهعنوان یک سازوکار بینبخشی رونمایی شده که قرار است شبکهای از نهادهای حمایتی از جمله آموزش و پرورش، سازمان بهزیستی، هلالاحمر، شهرداریها، کمیته امداد و دستگاه قضایی را به هم متصل کند تا شناسایی، ارجاع و مداخله در آسیبهای اجتماعی بهصورت یکپارچه انجام شود. اگر «سامانه نماد» از سطح ثبت داده و آمار فراتر نرود و به مداخله میدانی و مستمر نرسد، تاثیر واقعی در مهار بحران نخواهد داشت. این سامانه زمانی موفق خواهد بود که خروجی آن حمایت واقعی از نوجوان در معرض خطر باشد، نه صرفاً گزارشهای اداری.
در پایان، این روانشناس هشدار میدهد اگر روند فعلی ادامه پیدا کند، جامعه در سالهای آینده با موجی از آسیبهای انباشته روانی، اجتماعی و هویتی در میان نوجوانان روبهرو خواهد شد؛ نسلی که زیر فشار همزمان اقتصاد فرسوده، خانوادههای متزلزل و فضای رهاشده دیجیتال رشد کرده و اگر امروز برای نجات آن تصمیمی جدی گرفته نشود، فردا بهای سنگینتری برای این بیتوجهی پرداخت خواهد شد.