فیروزه نعیمی، روزنامه نگار:
سیاه‌کردن خط سفید وعده‌ها وقتی کلمات از واقعیت عقب می‌مانند

سخنان اخیر رئیس‌جمهور بار دیگر بر کلیدواژه‌هایی چون «کنترل تورم»، «بهبود معیشت»، «مردمی‌بودن اقتصاد» و «مبارزه با رانت» استوار بود؛ واژه‌هایی آشنا که سال‌هاست در ادبیات رسمی تکرار می‌شوند، بی‌آنکه در زندگی روزمره مردم به همان اندازه قابل لمس باشند. فاصله میان گفتار و واقعیت، امروز دیگر یک شکاف پنهان نیست؛ به دره‌ای تبدیل شده که با هیچ جمله امیدوارکننده‌ای پر نمی‌شود.
سخنان اخیر رئیس‌جمهور بار دیگر بر کلیدواژه‌هایی چون «کنترل تورم»، «بهبود معیشت»، «مردمی‌بودن اقتصاد» و «مبارزه با رانت» استوار بود؛ واژه‌هایی آشنا که سال‌هاست در ادبیات رسمی تکرار می‌شوند، بی‌آنکه در زندگی روزمره مردم به همان اندازه قابل لمس باشند. فاصله میان گفتار و واقعیت، امروز دیگر یک شکاف پنهان نیست؛ به دره‌ای تبدیل شده که با هیچ جمله امیدوارکننده‌ای پر نمی‌شود.

سخنان اخیر رئیس‌جمهور بار دیگر بر کلیدواژه‌هایی چون «کنترل تورم»، «بهبود معیشت»، «مردمی‌بودن اقتصاد» و «مبارزه با رانت» استوار بود؛ واژه‌هایی آشنا که سال‌هاست در ادبیات رسمی تکرار می‌شوند، بی‌آنکه در زندگی روزمره مردم به همان اندازه قابل لمس باشند. فاصله میان گفتار و واقعیت، امروز دیگر یک شکاف پنهان نیست؛ به دره‌ای تبدیل شده که با هیچ جمله امیدوارکننده‌ای پر نمی‌شود.
رئیس‌جمهور از «مهار تورم» سخن گفت، اما واقعیت بازار چیز دیگری است. سفره مردم هر روز کوچک‌تر می‌شود، قیمت‌ها با منطق حقوق و دستمزد هم‌خوانی ندارد و امنیت روانی خانوارها بیش از هر زمان دیگری متزلزل شده است. تورم فقط یک عدد روی کاغذ نیست؛ تورم یعنی حذف تدریجی گوشت، لبنیات، میوه و حتی امید از زندگی طبقات متوسط و پایین. وقتی مردم در خرید ابتدایی‌ترین نیازهایشان درمانده‌اند، سخن گفتن از «کنترل تورم» بدون نشانه‌های ملموس، بیش از آنکه دستاورد باشد، شبیه به تکرار یک وعده است.
از «مردمی‌سازی اقتصاد» گفته شد، اما پرسش اینجاست که این مردم دقیقاً کجای تصمیم‌سازی ایستاده‌اند؟ مردم در صف‌های طولانی یارانه، در انتظار وام، پشت درهای بسته ادارات دیده می‌شوند، اما در اتاق‌های تصمیم‌گیری، ردپای آن‌ها کم‌رنگ است. مردمی‌شدن اقتصاد با دعوت به صبوری محقق نمی‌شود؛ با شفافیت، پاسخگویی و تقسیم واقعی قدرت اقتصادی معنا پیدا می‌کند.از «مبارزه با فساد و رانت» گفت؛ جمله‌ای که دیگر به بخشی ثابت از گفتار رسمی تبدیل شده است. اما در عمل، رانت نه‌تنها عقب ننشسته، بلکه در لایه‌های تازه‌تری از اقتصاد نمایان شده است. ازبازار ارز و نهاده‌های دامی گرفته تا مجوزها، تسهیلات و قراردادهای خاص، هنوز همان الگوی آشنا تکرار می‌شود؛ فرصت‌ها برای عده‌ای خاص، فشار برای عموم مردم. وقتی مردم هر روز اخبار فسادهای تازه را می‌شنوند، اعتمادشان نه با وعده، که با اقدام ترمیم می‌شود؛ اقدامی که هنوز نشانه‌های پررنگ آن دیده نشده است.
از «افق روشن اقتصادی» سخن گفت. اما افق، وقتی روشن است که مسیر هم قابل عبور باشد. امروز مسیر زندگی برای بسیاری از مردم، بیش از آنکه روشن باشد، پر از دست‌انداز، ابهام و اضطراب است. جوانی که با مدرک دانشگاهی بیکار است، کارگری که حقوقش به نیمه ماه نمی‌رسد و بازنشسته‌ای که میان دارو و اجاره خانه یکی را باید انتخاب کند، با افق‌های ترسیم‌شده در سخنرانی‌ها ارتباطی برقرار نمی‌کند.
سیاست‌گذاری‌های اقتصادی همچنان بیشتر واکنشی است تا پیشگیرانه. هر بحران، پس از وقوع، با بسته‌های موقت و تصمیم‌های مقطعی پاسخ داده می‌شود. نتیجه، اقتصادی است بی‌ثبات، غیرقابل پیش‌بینی و فرساینده که آرام نمی‌گیرد. سرمایه‌گذار بلاتکلیف، تولیدکننده مضطرب و مصرف‌کننده بی‌پناه است. در چنین شرایطی، صرف به‌کارگیری واژه‌های امیدبخش، بدون تغییر در مسیر تصمیم‌گیری، تنها صورت مسئله را بزک می‌کند.
مشکل اصلی، کمبود واژه نیست؛ وفور آن است. آنچه کم است، «اعتماد» است. اعتمادی که با هر فاصله تازه میان وعده و واقعیت، فرسوده‌تر می‌شود. مردم دیگر با جملات قانع نمی‌شوند؛ با نتیجه قضاوت می‌کنند. نتیجه‌ای که هنوز با شتاب مشکلات معیشتی هم‌قدم نشده است.
سیاه‌کردن خط سفید سخنان رئیس‌جمهور نه از سر بدبینی، که از دل واقع‌گرایی اجتماعی برمی‌آید. جامعه امروز بیش از آنکه تشنه شعار باشد، نیازمند تصمیم‌های سخت، اصلاحات شجاعانه و شفافیت بی‌تعارف است. تا زمانی که این سه ضلع شکل نگیرد، فاصله میان آنچه گفته می‌شود و آنچه زندگی می‌شود همچنان باقی خواهد ماند؛ فاصله‌ای که هر روز، عمیق‌تر از دیروز می‌شود.
در این میان، یک پرسش ساده اما بنیادین بی‌پاسخ مانده است: اگر می‌شود «خط سفید» واقعیت‌های تلخ را با واژه‌ها سیاه کرد، چرا نمی‌شود «خط سیاه» محدودیت‌ها و انسدادها را سفید کرد؟ چرا در کنار وعده‌های اقتصادی، اراده‌ای روشن برای رفع فیلترینگ دیده نمی‌شود؟ فیلترینگی که نه‌فقط ارتباطات اجتماعی، بلکه اقتصاد دیجیتال، معیشت هزاران کسب‌وکار خرد و امید نسل جوان را در حصار نگه داشته است.

این مطلب را برای دوستان خود ارسال کنید:
Facebook
Print
Email
Twitter
Telegram
WhatsApp

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فیروزه نعیمی، روزنامه نگار:
سیاه‌کردن خط سفید وعده‌ها وقتی کلمات از واقعیت عقب می‌مانند
این مطلب را برای دوستان خود ارسال کنید:
Facebook
Print
Email
Twitter
Telegram
WhatsApp

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فیروزه نعیمی، روزنامه نگار:
سیاه‌کردن خط سفید وعده‌ها وقتی کلمات از واقعیت عقب می‌مانند

سخنان اخیر رئیس‌جمهور بار دیگر بر کلیدواژه‌هایی چون «کنترل تورم»، «بهبود معیشت»، «مردمی‌بودن اقتصاد» و «مبارزه با رانت» استوار بود؛ واژه‌هایی آشنا که سال‌هاست در ادبیات رسمی تکرار می‌شوند، بی‌آنکه در زندگی روزمره مردم به همان اندازه قابل لمس باشند. فاصله میان گفتار و واقعیت، امروز دیگر یک شکاف پنهان نیست؛ به دره‌ای تبدیل شده که با هیچ جمله امیدوارکننده‌ای پر نمی‌شود.
این مطلب را برای دوستان خود ارسال کنید:
Facebook
Print
Email
Twitter
Telegram
WhatsApp

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *