جلال خوش‌چهره:
اگر روابط تهران و اروپا متفاوت از امروز بود

شاید اگر روابط تهران و بروکسل(پایتخت اتحادیه اروپا) متفاوت از امروز بود، می‌شد چنین تصور کرد که باردیگر این دو در یک «هم‌سویی مشارکت‌پذیر و راهگشا» در برابر سیاست چیره‌طلبانه واشنگتن قرار می‌داشتند.
شاید اگر روابط تهران و بروکسل(پایتخت اتحادیه اروپا) متفاوت از امروز بود، می‌شد چنین تصور کرد که باردیگر این دو در یک «هم‌سویی مشارکت‌پذیر و راهگشا» در برابر سیاست چیره‌طلبانه واشنگتن قرار می‌داشتند.

شاید اگر روابط تهران و بروکسل(پایتخت اتحادیه اروپا) متفاوت از امروز بود، می‌شد چنین تصور کرد که باردیگر این دو در یک «هم‌سویی مشارکت‌پذیر و راهگشا» در برابر سیاست چیره‌طلبانه واشنگتن قرار می‌داشتند.

این هم‌سویی از آن‌رو مهم و تا حدود زیاد به رویکرد «راهبردی» نزدیک بود که مقاومت به نسبت جانداری را در برابر یکجانبه‌گرایی دولت «دونالد ترامپ» شکل می‌داد. در واقع نگرش تقلیل‌گرایانه دولت ترامپ به اروپا و تحقیر آن با الفاظ کم‌بدیل در «سند راهبردی امنیت ملی آمریکا»، شکاف در جبهه متحدان غربی را برجسته‌تر از هرزمان پس از پایان جنگ سرد کرده است. همین مهم می‌توانست برای تهران فرصت ساز باشد؛ اگر فرصت‌ها نسوخته بود.
دولت ترامپ جمعه‌(پنجم دسامبر 2025) با انتشار سند راهبردی امنیت‌ملی ایالات‌متحده یک واقعیت مفهومی را به نه‌تنها جامعه‌بین‌الملل، بلکه جامعه جهانی نشان داد. در این سند که بلافاصله با استقبال کرملین روبرو شد،دولت مستقر کنونی در ایالات متحده به روشنی ابراز کرد که می‌خواهد بازیگر نفع‌جویی باشد که برای تحقق منافع خود، کمترین تمایل را به توزیع منافع میان متحدان اروپایی خود دارد. از این رو سند منتشر شده را می‌توان در چارچوب انگاره‌های ترامپ از موقعیت چیرگی طلبی واشنگتن در دوران حاضر تفسیر کرد. این انگاره‌ها در بستری از باورهاست که عبارتند از؛ منفعت جویی یکجانبه در حفظ مقتدرانه برتری اقتصادی و تکنولوژیک؛ برتری نظامی بلامعارض؛ آماده بودن ارتش این کشور برای دست زدن به هرگونه اقدام نظامی به صورت یکجانبه با هدف اعمال «اراده مبتنی بر قدرت» بدون نیاز به مشارکت دیگران؛ توانایی صدور تجاوزکارانه نوع رژیم مطلوب خود با بهانه‌تراشی‌هایی شبیه آنچه اکنون در ونزوئلا جریان دارد. ترامپ در یکسال استقرار دولت دوم خود کوشیده است به جامعه بین‌الملل چنین القا کند که قدرتی چیره و تجدیدنظر طلب است که با درمانده خواندن متحد دیرین خود؛ یعنی اروپا، می‌خواهد طرحی نو در شکل دهی به نظم بین‌المللی دراندازد.
سیاست دولت ترامپ در قبال جنگ اوکراین و تلاش برای تحمیل صلح به کیف براساس فرمول واشنگتن، جدا از نادیده گرفتن حق حاکمیت سرزمینی اوکراین و حتی بی‌اعتبار کردن «تفاهم‌نامه بوداپست» در سال 1994 میلادی است بلکه نوعی تحمیل تحقیر به اروپا نیز هست. ترامپ با کمرنگ کردن نقش اروپا در تعاملات مربوط به مذاکرات پایان بخشی به جنگ اوکراین _ روسیه، جایگاه بروکسل را در هرگونه تغییر در مرزهای اروپایی، اتحادیه اروپا و حتی ناتو به اندازه یک «ناظر منفعل» کاهش داده است.
در تفاهم‌نامه بوداپست، اوکراین به همراه بلاروس و قزاقستان و نیز با حضور و امضاء رئیسان جمهور ایالات متحده و فدراسیون روسیه خلع سلاح اتمی را پذیرفتند و به پیمان منع اشاعه ادامه در صفحه 2

این مطلب را برای دوستان خود ارسال کنید:
Facebook
Print
Email
Twitter
Telegram
WhatsApp

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جلال خوش‌چهره:
اگر روابط تهران و اروپا متفاوت از امروز بود
این مطلب را برای دوستان خود ارسال کنید:
Facebook
Print
Email
Twitter
Telegram
WhatsApp

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جلال خوش‌چهره:
اگر روابط تهران و اروپا متفاوت از امروز بود

شاید اگر روابط تهران و بروکسل(پایتخت اتحادیه اروپا) متفاوت از امروز بود، می‌شد چنین تصور کرد که باردیگر این دو در یک «هم‌سویی مشارکت‌پذیر و راهگشا» در برابر سیاست چیره‌طلبانه واشنگتن قرار می‌داشتند.
این مطلب را برای دوستان خود ارسال کنید:
Facebook
Print
Email
Twitter
Telegram
WhatsApp

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *