رمضان در فرهنگ ایرانی-اسلامی فراتر از مناسک فردی است؛ آیینهای شفاف از وضعیت واقعی جامعه. گستردگی و کیفیت سفرههای افطار، حضور در هیاتها و مجالس دعا و حس همبستگی یا انزوای پنهان میان مردم، تابآوری و سلامت روان جمعی را آشکار میکند.
معنویت، همدلی و حضور ذهنی در این ماه، به افراد امکان میدهد فشارهای روزمره و استرسهای انباشته را بهتر مدیریت کنند و پیوندهای اجتماعی را بازتنظیم نمایند. رمضان جایی است که معنویت فردی با واقعیتهای اجتماعی درهم میتند و نمودهای آن در رفتارهای روزمره و فرهنگی کاملاً ملموس است.
رمضان ۱۴۰۴ خورشیدی (۲۰۲۶ میلادی) از ۳۰ بهمن آغاز شد؛ درست در میانه بحرانهای چندلایه: تورم نقطهبهنقطه بالا، کاهش شدید ارزش ریال، نوسانات اقتصادی، چرخه سوگهای انباشته و نااطمینانی دیپلماتیک.
این تقارن، جامعه را در وضعیت «عدمقطعیت مزمن» فرو برد؛ وضعیتی که علوم اعصاب آن را «بار استرسی انباشته اجتماعی» مینامند: فرسایش خاموش سیستم عصبی – روانی جمعی در مواجهه مداوم با تهدیدهای بالقوه و بالفعل.
مواجهه طولانی با تهدید، حتی بدون بحران آشکار، مغز و بدن را در حالت آمادهباش نگه میدارد.
تفاوت میان خطر واقعی و بالقوه محو میشود. فشار روانی افزایش مییابد، خواب مختل، تمرکز کاهش و تحریکپذیری اجتماعی بالا میرود. انگیزههای فردی و جمعی تحلیل میرود و سرمایه روانی جمعی کاهش مییابد.
نشانههای این فرسایش در افزایش افکار خودکشی میان دانشجویان، اضطراب گسترده و کاهش سرمایه روانی آشکار است. رمضان در چنین فضایی می تواند سکویی برای بازتنظیم روانی و احیای حس تعلق جمعی، با تکیه بر آیینها، معنویت و همیاری باشد.
اقتصاد رفتاری نشان میدهد انسانها نسبت به عدمقطعیت، حساستر از هزینه قطعیاند. امسال، این عدمقطعیت با تورم افسارگسیخته، جهشهای پیدرپی قیمتها و سقوط ارزش پول ملی همراه است.رمضان، ماه گشایش و بخشش، برای بسیاری آزمونی سخت در مدیریت منابع محدود است: سفرههای افطار کوچکتر و نگرانی دائمی از تأمین نیازهای فردا.
حتی ثبات نسبی کوتاهمدت، فراتر از اثر اقتصادی، سرمایه روانی و اجتماعی را تقویت میکند؛ پیشبینیپذیری خود ابزاری برای کاهش بار استرسی است.
جامعه ایران در سالهای اخیر چرخهای مداوم از سوگهای جمعی را پشت سر گذاشته: از قربانیان حوادث اخیر تا شرایط منطقهای.
وقتی این سوگها فرصت پردازش و ترمیم نیابند، به «سوگ مسدود» یا اضطراب پنهان تبدیل شده و در قالب تحریکپذیری، انزوا یا خشم اجتماعی ظاهر میشوند. رمضان ظرفیت منحصربهفردی برای ایجاد فضای امن پردازش این سوگها دارد.آیینهایی چون افطاریهای جمعی، مجالس دعا و احیا و هیئتها، همدلی، همبستگی و تعلق جمعی را بازمیسازند. فرهنگ شیعی، با مفاهیم صبر، ابتلا و امید به گشایش، ابزار معنوی قدرتمندی برای مدیریت رنج فراهم میآورد؛ ظرفیت فعال تنها وقتی شکوفا میشود که افق آینده مسدود نباشد و امید واقعی وجود داشته باشد.
«رجا» یا امید جمعی به تغییر، بعد روانشناختی-اجتماعی کلیدی است. بخشی از جامعه امید خود را به تحولات دیپلماتیک، توفیق در مذاکرات یا تغییرات منطقهای گره زدهاند.
این انتظار، اگر مدیریت شود، منبع انگیزه و تابآوری خواهد بود؛ اگر کنترل نشود، اضطراب و رفتارهای هیجانی را تشدید میکند. هدایت هوشمند رجا، با کاهش مواجهه با اخبار تنشزا و تمرکز بر همیاریهای محلی بار استرسی را کاهش داده و امید را از حالت منفعل به فعال و سازنده تبدیل میکند. امنیت انسانی فراتر از مرزهای نظامی است و شامل امنیت اقتصادی، روانی، اجتماعی، غذایی و فرهنگی میشود. جامعهای ممکن است در صلح رسمی باشد، اما اگر شهروندانش از نظر معیشت، ذهن یا روابط اجتماعی احساس ناامنی کنند، امنیت انسانی آسیب میبیند.