حملات مکرر در جریان جنگ اخیر علیه جمهوری اسلامی ایران از سوی ایالات متحده آمریکا به زیرساختهای حیاتی از جمله شبکههای حملونقل، تأسیسات خدماتی نشاندهنده الگویی است که به سختی میتوان آن را در چارچوب اهداف صرفاً نظامی توجیه کرد.
در منازعات مسلحانه معاصر، تمایز میان اهداف نظامی و غیرنظامی نه تنها یک اصل اخلاقی، بلکه قاعدهای بنیادین در چارچوب حقوق بینالملل بشردوستانه است. اصل «تفکیک» (Distinction) دولتها را ملزم میسازد که در هر شرایطی میان اهداف نظامی و زیرساختهای غیرنظامی تمایز قائل شوند. با این حال، آنچه در جریان جنگ اخیر علیه جمهوری اسلامی ایران از سوی ایالات متحده آمریکا و رژیم اسرائیل مشاهده میشود، بیانگر عبور آشکار از این خط قرمز بنیادین است.
حملات مکرر به زیرساختهای حیاتی از جمله شبکههای حملونقل، تأسیسات خدماتی و برخی مراکز علمی و دانشگاهی، نشاندهنده الگویی است که به سختی میتوان آن را در چارچوب اهداف صرفاً نظامی توجیه کرد. این اقدامات، نه تنها ظرفیتهای حیاتی کشور را هدف قرار میدهد، بلکه به طور مستقیم زندگی روزمره شهروندان غیرنظامی را مختل میسازد. در چنین شرایطی، دیگر نمیتوان از «پیامدهای جانبی ناخواسته» سخن گفت، بلکه با نوعی جهتگیری هدفمند علیه زیرساختهای غیرنظامی مواجه هستیم.
اصل تفکیک به عنوان یکی از ارکان اساسی حقوق بینالملل بشردوستانه، هر گونه حمله مستقیم به اهداف غیرنظامی را ممنوع میداند. نادیده گرفتن این اصل، به معنای تضعیف یکی از بنیادیترین قواعد نظم حقوقی بینالمللی است. در وضعیت کنونی، شواهد موجود نشان میدهد که مرز میان اهداف نظامی و غیرنظامی به صورت فزایندهای مخدوش شده است.
از منظر حقوق بینالملل، اصل «تناسب» (Proportionality) نیز نقشی تعیینکننده دارد. حتی در مواردی که یک هدف نظامی مشروع تلقی میشود، حمله باید به گونهای طراحی شود که خسارات وارده به غیرنظامیان و زیرساختهای غیرنظامی، نامتناسب با مزیت نظامی مورد انتظار نباشد. استمرار حملات به زیرساختهایی که کارکرد مستقیم نظامی ندارند، پرسشهای جدی درباره رعایت این اصل مطرح میسازد و مشروعیت چنین اقدامات را به چالش میکشد.
اصل «احتیاط در حمله» (Precaution) ایجاب میکند که طرفهای درگیر، تمامی اقدامات ممکن را برای کاهش آسیب به غیرنظامیان اتخاذ کنند. با این حال، الگوی حملات اخیر نشان میدهد که این ملاحظات یا نادیده گرفته شده یا در حاشیه قرار گرفتهاند. نتیجه چنین رویکردی، تضعیف تدریجی هنجارهای بنیادین حقوق بینالملل و ایجاد رویههایی خطرناک برای آینده منازعات است.حمله به زیرساختهای غیرنظامی، صرفاً یک اقدام نظامی نیست بلکه پیامدهای عمیق انسانی، اقتصادی و اجتماعی به دنبال دارد. اختلال در حملونقل، آسیب به مراکز علمی، و فشار بر خدمات عمومی، در نهایت منجر به افزایش آسیبپذیری جامعه غیرنظامی میشود؛ وضعیتی که با روح و فلسفه حقوق بشردوستانه در تعارض آشکار قرار دارد.در این چارچوب، مسئولیت بینالمللی دولتهای مهاجم نیز مطرح میشود. نقض قواعد آمره حقوق بینالملل بشردوستانه، نه تنها تعهد به توقف اقدامات غیرقانونی را به دنبال دارد، بلکه میتواند زمینهساز مسئولیت جبران خسارت و پاسخگویی در سطوح بینالمللی شود. سکوت یا بیتفاوتی در برابر چنین روندی، عملاً به عادیسازی نقض حقوق غیرنظامیان خواهد انجامید.آنچه امروز در قالب حملات به زیرساختهای غیرنظامی ایران مشاهده میشود، نشانهای از تغییر ماهیت جنگها از تقابل نظامی به فشار بر زندگی روزمره مردم است. اگر این روند مهار نشود، نه تنها اصول بنیادین حقوق بینالملل تضعیف خواهد شد، بلکه مرزهای اخلاقی و انسانی در منازعات نیز بیش از پیش فرسوده میشود.