فیروزه نعیمی، روزنامه نگار:
با فرارسیدن هفته پژوهش، بار دیگر موضوع کیفیت، کارآمدی و جایگاه پژوهش در نظام اجرایی کشور به کانون توجه بازگشته است. بسیاری از صاحبنظران معتقدند پژوهش در ایران بیش از آنکه نقش عملیاتی داشته باشد، به فعالیتی نمادین و تشریفاتی تبدیل شده است. برای بررسی ریشههای این مسئله و نقش ارتباطات در اصلاح این چرخه، با احمد پاکزاد، پژوهشگر ارتباطات، گفتوگو کردهایم.
به عنوان پژوهشگر، چرا پژوهش در کشور ما جایگاه واقعی خود را ندارد؟
پژوهش در ایران عمدتاً تشریفاتی است. تقریباً همه وزارتخانهها، سازمانها و نهادها دارای پژوهشکده یا مرکز مطالعات هستند، اما خروجی این مراکز در تصمیمهای اجرایی دیده نمیشود. هفته پژوهش به مجموعهای از همایشها، نشستها و گزارشهای غیرکاربردی محدود شده است. پژوهش انجام میشود، بودجه اختصاص مییابد، اما اثربخشی ندارد؛ یعنی پژوهش هست، اما در عمل وارد فرآیند اجرا نمیشود.
این فقدان اثربخشی از کجا ناشی میشود؟
مهمترین مشکل، شکاف عمیق میان بدنه پژوهش و ساختار اجرایی است. پژوهشها اغلب بر اساس نیاز واقعی دستگاهها تعریف نمیشوند و از سوی دیگر، مدیران نیز تصمیمهای خود را مبتنی بر پژوهش نمیگیرند. در بسیاری از موارد، سیاست اجرایی بر پایه تجربه فردی، سلیقه مدیریتی یا فشارهای بیرونی انجام میشود. در چنین شرایطی، پژوهش به سندی آرشیوی تبدیل میشود، نه موتور تصمیمگیری.
نقش غیرکاربردی پژوهشها را چقدر جدی میدانید؟
بسیار جدی. بخش قابل توجهی از پژوهشها تئوریک و گزارشمحور است و برای حل مسئله طراحی نشدهاند. پژوهش کاربردی باید مستقیماً به سیاستگذاری اجرایی متصل باشد. دستگاههای اجرایی ابتدا باید نیازسنجی دقیق انجام دهند و این نیازها را در اختیار پژوهشگران قرار دهند. در مقابل، پژوهشگاهها نیز باید بر اساس این نیاز واقعی، راهکارهای عملیاتی ارائه کنند. تا زمانی که این چرخه شکل نگیرد، پژوهش به فعالیتی تشریفاتی تقلیل پیدا میکند.
در ظاهر، چرخه مشخصی برای تعریف و اجرای پژوهش وجود دارد. چرا این چرخه در عمل کارآمد نیست؟
در ظاهر، دستگاهها اولویتهای پژوهشی را اعلام میکنند، پژوهشگران پروپوزال میدهند و شوراهای پژوهشی داوری میکنند. اما در عمل، رانت مانع اجرای سالم این فرآیند میشود. بسیاری از پروژهها از قبل برای افراد خاص تعریف شدهاند یا پس از تصویب، بودجه لازم به آنها تخصیص نمییابد. در نتیجه پژوهشگر امکان اجرای درست پروژه را پیدا نمیکند و خروجی قابل استفاده تولید نمیشود.
وضعیت بودجه پژوهشی را چگونه ارزیابی میکنید؟
بودجه پژوهش با سه چالش اساسی مواجه است. نخست، پایینبودن میزان بودجه که باعث میشود پژوهشگر انگیزهای برای کار عمیق نداشته باشد. دوم، رانت و بیعدالتی در تخصیص بودجههاست؛ پروژهها اغلب به شبکههای خاص میرسد، نه شایستهترین افراد. سوم، بخشی از بودجهای که عنوان پژوهش دارد، در مسیرهای دیگری هزینه میشود. این چرخه معیوب، اعتماد پژوهشگران را از بین برده و کیفیت پژوهش را بهشدت کاهش داده است.
آیا خود فرآیند پژوهش نیز با موانع اجرایی مواجه است؟
قطعاً. ماهیت پژوهش زمانبر است و نیازمند مصاحبههای متعدد، تحلیل دادههای گسترده، گروههای متمرکز و دسترسی به اطلاعات است. اما بسیاری از دستگاهها به پژوهشگر وقت نمیدهند یا اجازه مصاحبه صادر نمیکنند. از سوی دیگر، بخش مهمی از دادهها محرمانه تلقی میشود و اجازه انتشار نمیگیرد. این محدودیتها باعث میشود پژوهش ناقص، غیرقابل ارجاع و بلااستفاده باقی بماند.
برخی پژوهشها هم به دلیل نتایج چالشی بایگانی میشوند. این مسئله را چگونه میبینید؟
بله، این هم یک واقعیت تلخ است. وقتی نتیجه پژوهش برای بخشی از ساختار تصمیمگیر خوشایند نباشد، ترجیح میدهند آن را کنار بگذارند. این برخورد، پژوهشگر را در بنبست قرار میدهد و عملاً کارکرد پژوهش را از بین میبرد.
هوش مصنوعی چه نقشی در آینده پژوهش دارد؟ فرصت است یا تهدید؟
هوش مصنوعی اگر درست استفاده شود، قطعاً فرصت است. میتواند سرعت تحلیل دادهها را افزایش دهد و دقت پژوهش را بالا ببرد. اما اگر جایگزین تحلیل انسانی شود، پژوهش به تولید محتوا تقلیل پیدا میکند. هوش مصنوعی باید دستیار پژوهشگر باشد، نه جایگزین او.
چرا پژوهش در حل مسائل کلان کشور، مانند ناترازیها، نقش مؤثری ندارد؟
دو دلیل اصلی دارد: نخست، ناکارآمدی و ناآگاهی بخشی از مدیران که به تجربه فردی بیش از تحلیل علمی اعتماد دارند. دوم، ضعف باور به خرد جمعی. تا زمانی که تصمیمها شخصی گرفته شود، پژوهش جایی در فرآیند سیاستگذاری نخواهد داشت.
نظر شما برای اصلاح وضعیت پژوهش چیست؟
برای اصلاح وضعیت، سه اقدام اساسی لازم است:نخست، پژوهش باید کاربردی و متصل به بدنه اجرایی شود. دوم، رانت در تخصیص پروژهها حذف و شایستهسالاری جایگزین شود.سوم، رسانه بهعنوان ناظر مستقل، فرآیند پژوهش را شفاف و مطالبهگری کند.اگر این سه گام برداشته شود، پژوهش میتواند از تشریفات خارج شده و به موتور تصمیمسازی کشور تبدیل شود.